مرتضى مطهري
410
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
دستگاه تسليم و ايمان جدا و بىارتباط فرض مىكنند و براى عقل ، حق دخالت در اين قلمرو قائل نيستند . از نظر اين آيينها و اين روشها منبع و سرچشمهء ايمان نيروى ديگرى است غير از عقل و خرد ، و به عبارت ديگر مىگويند يك حس ديگر و غريزهء ديگر غير از عقل در بشر هست كه انسان فقط به حكم آن حس و آن غريزه به امور دينى اذعان و ايمان پيدا مىكند و احياناً آنچه به وسيلهء آن حس دريافت مىكند و به آن تسليم مىشود با آنچه مقتضاى عقل است ممكن است تنافى و ضديت پيدا كند ، و چون مرحلهء ايمان فوق مرحلهء عقل و خرد است چاره اى جز اين نيست كه حكم عقل و خرد در اين گونه مسائل دور افكنده شود . در آيين مسيحيت حاضر كه از تثليث آغاز مىگردد ، اين سخن زياد به گوش مىخورد كه هرچند تثليث با عقل سازگار نيست اما بايد به آن ايمان آورد زيرا مرحلهء ايمان فوق مرحلهء عقل است . قرآن كريم براى دريافتهاى عقلى ارزش قائل است و نه تنها به عقل حق مىدهد كه در حوزهء مسائل دينى مداخله كند ، بلكه اصول دين و مخصوصاً اصل الاصول دين يعنى توحيد را حوزهء منحصر عقل و خرد مىشناسد ، يعنى هيچ گونه تعبد و تقليد و تسليم و ايمان غير متكى به منطق را در اصول دين جايز نمىشمارد و هر مكلفى را ملزم به « تحقيق » در اين مسائل مىكند . اگر فى المثل از نظر مسيحيت اصول دين و بالاخص اصل اولى دين مسيحى يعنى تثليث منطقهء ممنوعه براى عقل اعلام شده است ، در اسلام اصول دين و بالاخص اصل اصول دين يعنى توحيد منطقهء انحصارى عقل اعلام شده است . قرآن كريم اولًا هميشه دم از تعقل و تفكر و تدبر مىزند . آياتى كه به * ( لعلكم تعقلون ) * يا * ( تتفكرون ) * و امثال اينها ختم مىشود زياد است و همه مىدانيم و اكنون در مقام جمع آورى و ذكر همهء آنها نيستيم . براى نمونه دو آيه را ذكر مىكنيم . يكى آيهء 100 از سورهء يونس :